تبليغاتX
ღ♥ღ طلوع گل یاس ღ♥ღ
نیستم فعلا ... سرم خیلی شلوغه

اما می خوام برگردم

یعنی وقتی برگشتم ... دوست دارم یه تغییر بدم...توی همه چیز... حالو هوا رو عوض کنم ... هوای اینجا دیگه کهنه شده ...میخوام پنجره ها رو واز کنم ... یه کم هوای تازه بیاد تو

منتظرم باشید

نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388ساعت 19:18 توسط ::گندم::| |
 

نمي دانم منم که خيره به ساعت هايم يا ساعت ها خيره به من!

اما هردو در سکوتي همچون آرامش قبل از طوفان انتظار مي کشيم

و فقط عقربه ي ثانيه شمار

مست و تلو تلو خوران

لحظه ها را راه مي رود

کاش عقربه ي ثانيه شمار مستي تلخش را براي ما تمام کند و کمي بدود

و دلتنگي هايمان را به باهم بودني زيبا برساند

 

 

        قدم به قدم

 

                          شانه به شانه

 

                                                براي هميشه

 

و براي روزهاي نبودن آرزويم اين است،هرکجا باشيم ،باز هردو باهم باشيم

 

 

 

نوشته شده در دوشنبه دوازدهم مرداد 1388ساعت 13:7 توسط :: آقایی ::| |
سلام به شما

شمایی که میای و شمایی که دیگه نمیای

به هر حال فرقی نمی کنه ... چون خودمم جز همین دو دسته م

حتی خودمم حالی از خودم نمی پرسم

حال و احوالمان خوب نیست .. بارانی هم نیست ... خشک خشک است ... ترک برداشته

مهم نیست

فقط اومدم یه چیز نوشته باشم

توی اخرین روز تیرماه

این روزا چه قد همه چیز یه کم بده

دلم از بس پره سر رفته

تا حالا این جور ننوشته بودم

بازم مهم نیست

فعلا

نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 10:51 توسط ::گندم::| |